سوغات

وقتی میای صدای پات از همه جاده ها میاد انگار نه از یه شهر دور که از همه دنیا میاد تا وقتی که در وا میشه لحظه ی دیدن می رسه هر چی که جاده س رو زمین به سینه ی من می رسه ، آه ای که تویی همه کسم بی تو می گیره […]

29
Nov 2013
نویسنده
برچسب‌ها

عسل

میام از شهر عشق و کوله بار من غزل پر از تکرار اسم خوب و دلچسب عسل کسی که طعم اسمش طعم عاشق بودنه طلوع تازه ی خواستن تو رگ های منه میام از شهر عشق و کوله بار من غزل پر از تکرار اسم خوب و دلچسب عسل عسل مثل گله ، گل بارون […]

29
Nov 2013
نویسنده
برچسب‌ها

ای عشق

عشق به شکل پرواز پرنده س عشق ،‌ خواب یه آهوی رمنده س من ، زائری تشنه ، زیر باران عشق ،‌ چشمه آبی اما کشنده س من ، می میرم از این آب مسموم اما اونکه مرده از عشق ، تا قیامت ،‌ هر لحظه زنده س من ، می میرم از این آب […]

29
Nov 2013
نویسنده
برچسب‌ها

خسته ام

محبس خویشتن منم ، از این حصار خسته ام من همه تن انا اللحقم ،‌ کجاست دار ، خسته ام در همه جای این زمین ، همنفسم کسی نبود زمین دیار غربت است ،‌ از این دیار خسته ام کشیده سرنوشت من به دفترم خط عذاب از آن خطی که او نوشت به یادگار خسته […]

29
Nov 2013
نویسنده
برچسب‌ها

دریغ

به دادم برس ای اشک دلم خیلی گرفته نگو از دوری کی نپرس از چی گرفته منو دریغ یک خوب به ویرونی کشونده عزیزمه تا وقتی نفس تو سینه مونده تو این تنهایی تلخ من و یک عالمه یاد نشسته روبرویم کسی که رفته بر باد کسی ک ه عاشقانه به عشقش پشت پا زد […]

29
Nov 2013
نویسنده
برچسب‌ها

قصه شهر سکوت

روزی دل من که تهی بود و غریب از شهر سکوت به دیار تو رسید در شهر صدا که پر از زمزمه بود تنها دل من قصه ی مهر تو شنید چشم تو مرا به شب خاطره برد در سینه دلم از تو و یاد تو تپید در سینه ی سردم ، این شهر سکوت […]

28
Nov 2013
نویسنده
برچسب‌ها

تقدیر

آدم خيلي حقيره بازيچه ي تقديره پل بين دو مرگه مرگي كه ناگزيره حتي خود تولد آغاز راه مرگه حديث عمر و آدم حديث باد و برگه آغاز يك سفر بود وقتي نفس كشيديم با هر نفس هزار بار به سوي مرگ دويديم تو اين قمار كوتاه نبرده هستي باختيم تا خنده رو ببينيم از […]

28
Nov 2013
نویسنده
برچسب‌ها

صدای بارون

بوي موهات زير بارون بوي گندم زار نمناك بوي سبزه زار خيس بوي خيس تن خاك جاده هاي مهربوني رگاي آبي دستات غم بارون غروب ته چشمات تو صدات قلب تو شهر گل ياس دست تو بازار خوبي اشك تو بارون روي مرمر ديوار خوبي اي گل آلوده گل من اي تن آلوده ي دل […]

28
Nov 2013
نویسنده
برچسب‌ها

نیرنگ

به من اونكه بدي آموخت تو بودي تو بودي ،‌ تو بودي منو آتيش زد و خود سوخت تو بودي تو بودي ،‌ تو بودي اون كه با تير به زهر آلوده ي عشق دل و ديده به هم دوخت تو بودي اون كه با شعبده بازي به نيرنگ لب فرياد منو دوخت تو بودي […]

28
Nov 2013
نویسنده
برچسب‌ها